۱۳۸۶/۱/۵


مشتاقانه، در سکوت و پرهیز، صبر می‌کند محبوب‌اش بیاید، تا به سکوت و پرهیزش ادامه بدهد.

۱۳ نظر:

  1. سکوت و پرهيز اولي با سکوت و پرهيز دومي زمين تا آسمون فرق داره
    دومي حاصل رياضت ، ریاضتی مقدس :)

    پاسخحذف
  2. خیلی جالب بود
    این جمله وسط
    صبر می کند تا محبوبش بیاید
    مثل این است که حال قبل وبعد این فرد را به هم مرتبط می کند سکوت و پرهیز اولی رو به مرگ میرود اما در دومی فرد زندگی تازه می یابد و دوباره به زندگیش ادامه میدهد

    پاسخحذف
  3. اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که طرف خجالتیه نمیتونه سکوتشو بشکنه. ;)

    به نظر اشتیاقش نسبت به سکوت و پرهیز بعد از اومدن محبوبه تا خود محبوب

    پاسخحذف
  4. شاید سکوت و پرهیز دومی به خاطر پشیمونی باشه

    پاسخحذف
  5. آخه عزیز : محبوب گفته نمی آد. سکوتش کشنده است. خیلی بده نه :(

    پاسخحذف
  6. به سکوت و پرهیزش ادامه بدهد؟؟؟؟
    چه سادیسم خسته کننده ای
    بیچاره محبوب!!!

    پاسخحذف
  7. به تعويق انداختن ميل يا اشتياق(ژوئي سانس شايد) براي ارضا.چرخيدن و گشتن و ترديد داشتن براي پيدا كردن.اولين پرهيز رو ميگم.فرق مهمي با دومي داره .نه؟

    پاسخحذف
  8. سلام سیاوش
    آره. من هم فکر می‌کنم اولی فرقِ زیادی با دومی داره. به نظرم مهمترین فرق ِ دومی خودنمایی‌ایه که توش نهفته است. سکوت برای خودنمایی. و اولی از سر ِ اشتیاقه زیاد برای با معشقو بودن. اولی و دومی با هم جور در نمی‌آن. همدیگر رو خنثی می ‌کنن انگار.

    پاسخحذف
  9. motmaeni oni ke miyad mahbobeshe ?
    bodane mahbobo va parhiz ?:D

    پاسخحذف
  10. محبوب نمی آید . چون فقط نیامدن محبوب می تواند سکوت و پرهیز را یاد آدمیزاد بدهد .

    پاسخحذف
  11. آنکه بر در میکوبد شباهنگام، به کشتن چراغ آمده است. نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.

    پاسخحذف